بورس چیست؟

برای وارد شدن به یک بازار، باید اول به خوبی آن را بشناسیم. پس اولین قدم برای معامله در بورس، شناختن آن است. بورس در واقع یک بازار است که کالا یا اوراق شرکت‌ها در آن معامله می‌شود. اگر قرار باشد کالا معامله شود، بورس کالا و اگر اوراق شرکت‌ها باشد، بورس اوراق بهادار وارد کار می‌شود. وقتی کسی سهام شرکت‌ها را می‌خرد، در واقع پول خودش را در شرکت‌های مربوطه سرمایه‌گذاری کرده است.

مثلا اگر شما سهام یک شرکت تولید موادغذایی را بخرید، پول شما جزء سرمایه‌گذاری آن شرکت است. حالا که با مفهوم بورس آشنا شدیم، بد نیست که برخی مفاهیم ساده آن را هم مروری کنیم.

بازار اولیه و ثانویه

وقتی وارد معاملات بورسی شوید، با این دو عبارت بسیار کار دارید. برای همین باید بدانید مفهوم آن چیست. بازار اولیه در واقع دارایی‌هایی است که برای اولین بار در بورس عرضه می‌شود. هر شرکتی که تاسیس شود یا هر جایی که فعالیت اقتصادی‌اش را آغاز کند، همان بازار اولیه است.

اما بازار ثانویه چیست؟ بازار ثانویه همان دارایی‌هایی است که ابتدا در بازار اولیه معامله شده است. یعنی در بازار ثانویه شرکتی تاسیس نمی‌شود بلکه سهام شرکت‌ها معامله می‌شود. در حقیقت بورس، همان بازار ثانویه است. پس بورس، یک نوع بازار ثانویه است که نه کاری به تاسیس شرکت‌ها دارد و نه شروع فعالیت‌ها. فقط سهام این شرکت‌ها را مورد معامله قرار می‌دهد.

- نحوه قيمت گذاري محصولات صنعت
نحوه قيمت گذاري محصولات در صنايع مختلف از جمله عوامل مهمي است كه بر قيمت سهام يك شركت فعال در آن صنعت 
تاثير مي گذارد. به طور مثال وقتي محصولات يك صنعت توسط دولت تعيين ميشود (مثل سيمان) در اين حالت هرگونه تغيير 
سياست در اين قيمت گذاري ميتواند بر قيمت سهام شركتهاي سيماني تاثيرگذار باشد. وقتي كه قيمتها در بازار آزاد و به شكل 
رقابتي تعيين ميشود، نحوه ارزيابي سهامداران از آينده آن صنعت و قيمت سهام شركتهاي فعال در آن با موقعي كه قيمتها به 
شكل دستوري كنترل ميشود متفاوت خواهد بود.
2- عرضه و تقاضاي محصولات صنعت
يكي از فاكتورهاي مهم ديگر در ارزيابي ماهيت صنعت بررسي وضعيت عرضه و تقاضاي محصولات آن در كشور و يا حتي در 
حد وسيع تر آن در سطح جهاني است. به طور مثال وقتي تقاضاي كل يك صنعت بيش از مقدار عرضه كل آن در كشور باشد و 
واردات آن محصول به هر دليلي مقدور نباشد انتظار اين است كه آن صنعت خاص رو به رشد بوده و قيمت سهام شركتهاي 
فعال در آن افزايش يابد. به طور مثال در صنعت سيمان بدليل اينكه هزينه حمل و نقل بالا است امكان واردات ضعيف بوده و 
در اين چند ساله اين صنعت از رشد خوبي برخوردار بوده است.
3- سرمايه گذاري هاي كلان و بلندمدت
همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد وقتي در كشور جهت گيري به سمت صنايع خاصي باشد و سرمايه گذاري هاي كلاني توسط دولت 
و يا بخش خصوصي درآن صورت گيرد انتظار رشد آن صنعت و در نهايت شركتهاي فعال در آن و قيمت آنها وجود دارد.
4- تحولات تكنولوژي
سرعت تغيير تكنولوژي يكي ديگر از عوامل تاثيرگذار بر قيمت سهام شركتها است. اين سرعت در صنايع مختلف با هم تفاوت 
دارد. به طور مثال سرعت تغيير تكنولوژي در صنعت الكترونيك بسيار بيشتر از مثلاً صنعت سيمان است و به همان نسبت 
مي توان انتظار تغييرات سريع قيمت سهام شركتهاي فعال در آن نسبت به صنعت سيمان داشت.
- عوامل خرد (دروني) تاثيرگذار بر قيمت سهام
مجموعه عواملي كه مستقيماً در ارتباط با خود شركت بوده و ناشي از تغيير و تحولات داخلي آن باشد را عوامل خرد يا دروني 
تاثيرگذار بر قيمت سهام مي نامند و در ادامه به اختصار هركدام را شرح مي دهيم.
1- قابليت نقدشوندگي سهام شركت
يكي از فاكتورهاي مهم براي سرمايه گذاران خصوصاً سرمايه گذاران جزء، قابليت نقدشوندگي سهم است. چراكه بسياري از آنها 
تمايل دارند كه در مواقع ضروري بتوانند سهام را فروخته و به پول نقد تبديل كنند و بنابراين قابليت نقدشوندگي بالا باعث 
جذابيت بيشتر سهم خواهد شد.

ك فضاي نااطميناني در بازار باعث ركود در آن مي شوند و اين حالت تنها مختص بازار سهام ايران نيست و در بورسهاي بزرگ 
دنيا نيز اين حالت وجود دارد. به طور مثال در حوادث 11 سپتامبر شاخصهاي بورسهاي بزرگ جهان نظير بورس نيويورك، توكيو، 
لندن و غيره با افت شديد مواجه شدند.
2 -وضعيت اقتصادي جهان و كشور
از جمله عوامل كلان ديگري كه بر قيمت سهام مي تواند تاثير بگذارد وضعيت اقتصادي جهان و كشور مي باشد. چراكه با بهبود 
وضعيت اقتصادي جهان و كشور تقاضا براي كالاها و خدمات مختلف نيز افزايش خواهد يافت و اين خود مي تواند از طرفي 
باعث افزايش توليد و سوددهي شركتهاي فعال در بورس اوراق بهادار شود و از طرفي باعث ايجاد يك خوش بيني نسبت به 
آينده مي شود و در نهايت اين عوامل مي تواند باعث افزايش قيمت سهام شود.
3 -بودجه سالانه كشور
در بودجه سالانه هر كشور منبع درآمدها و مخارج سال آتي آن كشور آورده مي شود. بالطبع به نوعي مي توان گفت با ارزيابي 
بودجه يك كشور مي توان جهت گيري سال آينده دولت را تعيين كرد و اين خود مي تواند در ارزيابي مردم از صنعت خاص و 
شركتهاي موجود در آن كه با جهت گيري دولت در بودجه متاثر خواهد شد، تاثير گذارد. به طور مثال اگر دولت در بودجه خود 
برنامة وسيعي در زمينة صنايع پتروشيمي داشته باشد انتظار اين است كه صنايع پتروشيمي و صنايع مرتبط با آن كه در بورس 
اوراق بهادار فعاليت دارند تحت تاثير اين برنامه قرار گرفته و در نهايت قيمت سهام آنها تغيير كند.
4 -سياستهاي كلان پولي، مالي و ارزي
سياستهاي كلان پولي و ارزي دولت نيز به نوبه خود مي تواند شركتهاي مختلف را تحت تاثير قرار دهد. به طور مثال اگر دولت 
تصميم بگيرد كه نرخ ارز را افزايش دهد شركتهايي كه مواد اوليه آنها از خارج تهيه مي شود از اين امر ممكن است متضرر شوند 
و يا بالعكس. و يا اگر دولت در قوانين پولي كشور تغيير ايجاد كند اين امر قيمت سهام بانكهايي كه سهام آنها در بورس داد و 
ستد مي شود را مي تواند شديداً تحت تاثير قرار دهد.
5 -تغيير قوانين و مقررات
قوانين و مقررات و تغييرات آن در كشور نيز از جمله عواملي است كه بر قيمت سهام شركتها مي تواند تاثير گذار باشد. به طور 
مثال حذف تعرفه ها و يا وضع تعرفه براي واردات مي تواند بر قيمت سهام شركتهايي كه از اين تغييرات متاثر مي شوند تاثير 
بگذارد. فرض كنيد تعرفه يك كالاي خاص كم و يا حذف شود. اين بدين معني است كه كالاهاي خارجي مشابه با قيمت 
ارزان تر قبل از حذف تعرفه وارد كشور مي شود و اين مي تواند توليدكنندگان داخلي را با مشكل مواجه كند كه در نهايت منچر 
به كاهش قيمت سهام آنها مي شود.
- عوامل صنعت
ازجمله عوامل ديگر تاثيرگذار بر قيمت سهام شركتها وضعيت خاص آن صنعت است كه اين شركتها در آن فعاليت مي كنند و يا 
به طور كلي ميتوان گفت كه ماهيت صنعتي كه در آن قرار دارند. به عنوان مثال عوامل زير در صنايع مختلف مي توانند بر 
قيمت شركتها تاثيرگذار باشند.

عوامل موثر بر قيمت سهام
به طور كلي مي توان عوامل تاثيرگذار بر قيمت سهام را به سه دسته تقسيم كرد:
الف) عوامل كلان (محيطي) ب) عوامل صنعت ج) عوامل خرد (دروني شركت)
- عوامل كلان (محيطي)
 به مجموعه عواملي كه خارج از اختيار شركتها بوده و به شكل برونزا بر قيمت سهام شركتها تاثير مي گذارند، عوامل محيطي 
مي گويند. در ادامه به اختصار به چند عامل كلان (محيطي) كه مي توانند بر قيمت سهام تاثيرگذار باشند پرداخته مي شود.
1 -وضعيت سياسي جهان و كشور
بي شك يكي از مهمترين عوامل محيطي تاثيرگذار بر قيمت سهام، وضعيت سياسي جهان و هر كشور خاص است و اين براي 
كساني كه در بازار بورس اوراق بهادار فعاليت داشته اند اثبات شده است. به طور مثال خيلي از كارشناسان بازار، افت شاخص هاي 
سهام (قيمت سهام) را در سال 1383 عمدتاً ناشي از عوامل سياسي مي دانند تا عوامل اقتصادي. زيرا عوامل سياسي با ايجاد

نسبت‌های اهرمی  که به آن‌ها نسبت‌های سرمایه‌گذاری هم گفته می‌شود، منعکس‌کننده توانایی شرکت در انجام تعهدات بلندمدت و میان‌مدت خود است ومیزان منابع مالی شرکت برای تسویه بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام  را بررسی می‌کند.

در حقیقت تحلیل‌گران برای بررسی توان بازپرداخت بدهی‌های شرکت در زمان سررسیدشان، از این نسبت‌ها استفاده می‌کنند. این نسبت‌ها میزان تأمین مالی شرکت را از منابع خارجی(از محل بدهی)، نشان می‌دهد. از آن جمله می‌توان به وجوهی که توسط سهام‌داران تأمین می‌شود یا وجوهی که از طریق وام به دست می‌آید، اشاره کرد. همچنین با استفاده از نسبت‌ها می‌توان فهمید که شرکت برای پرداخت بدهی‌های خود به تأمین مالی اضافی می‌پردازد یا تلاش می‌کند سررسید بدهی‌ها را تمدید نماید.

 

 اهمیت نسبت‌های اهرمی

ازآنجاکه نسبت‌های اهرمی به بررسی نحوه تأمین بدهی‌ها و ارزیابی توان پاسخگویی شرکت به این بدهی‌ها می‌پردازد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. ازجمله عواملی که سبب توجه تحلیل‌گران به این گروه از نسبت‌ها شده است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

_ با توجه به اینکه این نسبت‌ها میزان سرمایه‌ای که توسط سهام‌داران تأمین‌شده را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، ازنظر اعتباردهندگان به شرکت، حائز اهمیت است.

_ ازآنجاکه این نسبت‌ها کافی بودن درآمد شرکت(فروش) را برای پوشش هزینه‌های بدهی ازجمله هزینه بهره و سایر هزینه‌های ثابت مالی ، بررسی می‌کند موردتوجه سهام‌داران اصلی است.

_ درصورتی‌که شرکت سرمایه‌گذاری‌های مطلوبی از محل بدهی‌های خود و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها از هزینه بهره شرکت بیشتر باشد، می‌توان گفت فعالیت‌های شرکت سبب افزایش ثروت سهامداران شده است.

_ با بررسی ساختار سرمایه شرکت و تعیین میزان بدهی آن، می‌توان گفت در زمان رکود یا رشد اقتصادی وضعیت سودآوری شرکت چگونه است. به‌عنوان مثال شرکتی که بدهی کمتری در ساختار سرمایه دارد، در زمان رکود زیان کمتر و در زمان رونق نیز سود کمتری خواهد داشت.

 

  • نسبت آنی: نسبت آنی(Quick Ratio) از دیگر نسبت های مالی در بخش نقدینگی است. این نسبت از تقسیم دارایی های جاری (بدون در نظر گرفتن موجودی کالا و پیش پرداخت ها) بر بدهی های جاری بدست می آید. این نسبت که سختگیرانه‌تر و محتاطانه‌تر نسبت به توانایی شرکت برای عمل کردن به تعهدات کوتاه مدت نگاه می کند و فقط با در نظر گرفتن دارایی هایی که قدرت نقدشوندگی سریع تری دارند، شرکت را مورد بررسی قرار می دهد. اگر نسبت آنی نزدیک به یک باشد نشان دهنده وضعیت مناسب شرکت در بازپرداخت بدهی های کوتاه مدت است، اگر کمتر از یک باشد نشان از وضعیت نگران کننده و عدم توانایی بازپرداخت سریع بدهی ها را نشان می دهد.

اما بالا بودن عدد نسبت آنی نشان دهنده‌ی دو موضوع است: 1) نقدینگی بالا در شرکت و یا زیاد از حد بودن میزان مطالبات. 2) اطمینان خاطر دادن به بستانکاران برای توانایی بازپرداخت بدهی هایشان. که باز هم این دو مورد نشان از ضعف مدیریتی شرکت در استفاده از منابع نقدی است.

 

تجزیه دو نسبت مالی در کنار یکدیگر

تحلیلگران بازار بورس با استفاده از این دو نسبت و تحلیل فاصله این دو نسبت می توانند از روند شرکت در طول چند سال مطلع شوند. اگر فاصله دو نسبت آنی و جاری در چند سال به یک اندازه و نزدیک به یکدیگر باشد نشان دهنده ثبات شرکت است. اما اگر این فاصله هر ساله بیشتر شده باشد نشان دهنده ی این است که یا شرکت موجودی کالای در انبار زیاد دارد که این امر از فروش ضعیف شرکت خبر می دهد. اگر فاصله نسبت آنی و جاری طی سال ها به هم نزدیک شود، به شکلی که نسبت آنی کمتر از نسبت جاری شود نشان دهنده هماهنگ نبودن میزان تولید با موجودی های اولیه است.

بهترین حالت برای یک شرکت از نظر تحلیل نسبت های نقدینگی، برخورداری از یک ثبات نسبی در در طول چند سال است.

- نسبت آني ( سريع ) : 
در محاسبه اين نسبت دارايي هاي جاري به دو دسته تقسيم مي شود : 
دارايي هاي جاري سريع : دارايي هايي كه به شكل نقد هستند يا سريعاً قابل تبديلر به نقد مي باشند .دارايي هاي سريع عبارتند 
از وجوه نقد ، دريافتني هاي كوتاه مدت ، سرمايه گذاري هاي كوتاه مدت .
دارايي هاي جاري غير سريع: دارايي هايي هستند كه براي تبديل به نقد شدن نياز به زمان دارند . مانند موجودي هاي كالا و 
پيش پرداخت هاي هزينه. 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ = نسبت آني 
نسبت آني در مقايسه با نسبت جاري دقيق تر و محافظه كارانه تر مي باشد و دارايي هايي را كه احتمال دارد سريع به نقد 
تبديل نشود را كنار مي گذارد . حد مطلوب اين نسبت راتيد استاندارد صنعت مي كند اما بعنوان يك اصل كلي بهتر است كمتر 
از يك نباشد . در نسبت فوق هر چقدر عدد حاصل بزرگتر از يك باشد توان نقدينگي شركت بالاتر است . 
نسبت هاي اهرمي : اين نسبت ها ميزان استفاده از بدهي در ساختار سرمايه شركت و همچنين توان ايفاي تعهدات ( بدهي 
) از طرف شركت را اندازه گيري مي كنند . 
الف – نسبت بدهي : 
اين نسبت درصد وجوهي را نشان ميدهد كه بوسيله بدهي تامين شده اند .اعتبار دهندگان نسبت بدهي پايين را ترجيح مي دهند 
. زيرا در صورت بالابودن ، ريسك مالي شركت تير بالا ميباشد . 
ـــــــــــــــــ = نسبت بدهي 
ب- نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام 
اين نسبت هر چقدر بالاتر باشد ميزان استفاده از بدهي در ساختار سرمايه شركت بالاتر است در نتيجه ريسك شركت بالاست . 
اگر اين شركت بخواهد در آينده مجدداً قرض بگيرد وام دهندگان يا به او قرض نمي دهند و يا تمايل به قرض دادن با نرخ 
بهره بالا نشان ميدهند . 
ـــــــــــــــــــــ = نسبت بدهي به ح ص س 
دارايي هاي جاري غير سريع – دارايي هاي جاري 
بدهي هاي جاري 
كل بدهي 
كل دارايي 
كل بدهي 
حقوق صاحبان سهام

درصدهاي روند ارائه شده در بالا رشد ملايمي را براي فروش در سالهاي اوليه و رشد شريعي را در سال هاي 1375 و1376
نشان مي دهد . سود خالص تير رشد فزاينده اي رانشان ميدهد به استثناي سال 1375كه عليرغم افزايش در فروش سود خالص 
كاهش داشته است . اين استثنا مي تواند از تغيير نامساعدي در هريته هاي غير عادي ناشي شده است . به هر حال شركت در 
سال 1376 كه افزايش سريعي را درسود نشان مي دهد بر اين مشكل غالب شده است . بطور كلي درصدهاي روند نشان مي 
دهد كه شركت سودآور و در حال رشد است . 
بعنوان مثالي ديگر فرض كنيد كه فروش ها در هر سال افزايش مي يابند اما بهاي تمام شده كالاي فروش رفته با نرخي بيشتر 
افزايش مي يابد اين مساله نشان مي دهد حتي اگر فروش ها در حال افزايش باشند ممكن است سودخالص شركت در حال 
كاهش باشد . 
2 -تجزيه و تحليل عمودي : در تجزيه و تحليل عمودي يك قلم مهم صورت هاي مالي بعنوان ارزش پايه در نظر گرفته 
مي شود و ساير اقلام با آن مقايسه مي شود . در ترازنامه معمولاً جمع كل دارايي بعنوان قلم مهم تلقي شده و ساير اقلام به 
صورت درصدي از آن محاسبه مي شوند . 
در صورت سود و زيان هم فروش قلم مهم بوده و ساير اقلام به صورت درصد از فروش بيان مي شوند . با اين تحليل روابط 
موجود بين حساب ها و نسبت هاي آنها تعيين شده و در صورت انحراف از نسبت مورد نظر به سادگي مي توان آن را تعيين 
كرد . 
اين درصدها اهميت نسبي دارايي هاي جاري و غير جاري و همچنين اهميت نسبي مبالغ تامين شده توسط بستانكاران جاري، 
بستانكاران بلند مدت و سهامداران رانشان مي دهد . با محاسبه درصدهاي اجزا براي چند ترازنامه متوالي ميتوانيم ببينيم كه 
اهميت كدام يك از اقلام ترازنامه افزايش يافته و كدام مورد اهميت خود را از دست داده است 

:در تجزيه و تحليل افقي يك سال بعنوان سال پايه تعريف شده و تغييرات 

اقلام موجود در تراز نامه و صورت سود و زيان به صورت درصدي از سال پايه در نظر گرفته مي شود . براساس مقايسه 

اطلاعات سال مورد نظر با سالهاي قبل روند مطلوب يا نامطلوب وضعيت مالي وعملكرد شركت تعيين مي شود . 

اين موضوع با استفاده از اطلاعات مندرج در صورتحساب سود و زيان بالا در جدول زير نشان داده مي شود 

براي محاسبه درصدهاي روند ، انجام دو مرحله ضروري است . ابتدا سال پايه انتخاب مي شود و به هر رقم در صورتهاي مالي 

سال پايه ضريب وزني 100 داده مي شود . در مرحله دوم هر يك از ارقام مندرج در صورت هاي مالي سالهاي بعد به صورت 

درصدي از ارقام سال پايه بيان مي گردد 

سرمایه (capital)
سرمایه به زبان ساده آورده صاحبان سهام (شرکا) جهت تشکیل شرکت می‌باشد؛ که این آورده می‌تواند بصورت وجه نقد یا اموال و اثاثه و ماشین آلات و ... باشد.
سرمایه، بدهی موجودیت اقتصادی (واحد تجاری) به صاحبان آن است. به عبارتی ساده سرمایه عبارت از حق یا حقوق مالی مالک یا مالکین نسبت به دارایی های هر واحد اقتصادی می‌باشد.

 

اندوخته ها (reserves)    
اندوخته ها عبارتند از بخشی از سود واحد تجاری که بر اساس الزامات قانونی یا تصمیم مجمع عمومی صاحبان سهام و به لحاظ حمایت از منافع بستانکاران و اعتبار دهندگان و یا ایجاد منابع لازم برای طرح های توسعه آتی در نظر گرفته می شود و در طول دوره محدودیت قابل توزیع بین سهامداران نمی باشد.
در شرکت ممکن است اندوخته های مختلفی مانند اندوخته قانونی، اندوخته احتیاطی، اندوخته طرح و توسعه، و ...) وجود داشته باشد

 

اندوخته قانونی (Legal  reserve)
طبق ماده 140 اصلاحیه قانون تجارت، یک بیستم سود خالص هر سال باید به عنوان اندوخته قانونی در نظر گرفته شود . ازطرف دیگر، طبق ماده 238 همان اصلاحیه، مبنای محاسبه اندوخته قانونی، سود خالص پس از وضع زیان های وارده در سال های قبل تعیین شده است. بنابراین، در شرایطی که شرکت زیان انباشته (سنواتی ) دارد، تنها ، رقم سود خالص سال جاری نباید مبنای محاسبه اندوخته قانونی قرار گیرد بلکه لازم است جمع زیان سنواتی از رقم سود خالص سال جاری کسر و یک بیستم مازاد محاسبه و به عنوان اندوخته قانونی در نظر گرفته شود .
 
اندوخته قانونی طبق قانون تجارت باید هر ساله یک بیستم معادل 5% سود شرکت جهت اندوخته قانونی ذخیره شود تا به 10% سرمایه برسد و این اندوخته اجباری است.

 

اندوخته احتیاطی(General  Contingency reserve)     
اندوخته احتیاطی برای تقویت بنیه مالی موسسه جهت مقابله در برابر زیان های احتمالی یا استثنایی آتی منظور می گردد. اصولاً اندوخته احتیاطی بر خلاف اندوخته قانونی الزامی نیست و به همین جهت نرخ یا مبلغ این اندوخته در اساسنامه یا در مجمع عمومی صاحبان سهام تعیین می گردد و به همین اعتبار لازم الاجرا می باشد.

 

اندوخته طرح و توسعه(Development and plan reserve)
مدیریت موسسه ممکن است بخشی از سود انباشته را برای توسعه و انجام پروژه ها آتی در نظر بگیرد. این اندوخته از نوع اختیاری می باشد. این نوع اندوخته ها اگر با مجوز وزارت صنایع انجام شود از معافیتهای مالیاتی نیز برخوردار می گردند و در اصطلاح یک نوع اندوخته سرمایه ای است.

 

سود (زیان) انباشته Retained (loss) earnings
در حسابداری، به مبلغی از سودها (یا زیان های) یک شرکت سهامی ، که به صورت سود (یا زیان) سهام، به سهام‌داران پرداخت (یا با آنها تسویه) نشده و در حسابی انباشته شده را سود (زیان) انباشته می گویند. سود انباشته در سمت چپ ترازنامه و زیر ستون حقوق صاحبان سهام ثبت می‌شود.

2(سودانباشته و اندوختهها:
 سودانباشته سودي است كه شركت ساليانه كسب مي كند و بجاي تقسيم بين سهامداران مجددا درشركت سرمايه 
گذاري مي شود.
 اندوخته يعني ايجادمحدوديت درتقسيم سود.اندوخته بردونوع است :اجباري واختياري 
اندوخته اجباري يعني اينكه قانونابايدازسودهرخالص هرسال مقداري رااندوخته ومابقي را بين سهامداران تقسيم كنيم.اندوخته 
اجباري هم نرخ معين داردوهم سقف معين .طبق ماده 140 قانون تجارت هيات مديره مكلف است ازسودخالص هرسال 5 %
رابعنوان اندوخته قانوني منظورنمايدتازمانيكه ميزان اندوخته قانوني به 10%سرمايه شركت برسد كه پس ازآن اندوخته كردن 
سوداختياري است .ودرصورتيكه شركت افزايش سرمايه بدهد, اندوخته كردن سودبايدادامه يابدتاميزان اندوخته به 10%سرمايه 
جديدبرسد. 
اندوخته اختياري ماننداندوخته احتياطي,اندوخته عمومي,اندوخته طرح توسعه واندوخته وجوه استهلاكي اوراق قرضه .
برغم آنچه گفته شدمحدويتهايي دررابطه باآنچه ترازنامه نقل مي كندموجوداست .براي مثال ازآنجاكه اقلام موجوددرترازنامه 
اعم ازدارايي ,بدهي ,وحقوق صاحبان سهام برمبناي قيمت تمام شده ثبت مي شود,لذا ارزش بازار بسياري ازاقلام ترازنامه 
افشانمي گردد.بعلاوه برخي منابعي كه درايجادمنافع آتي موثرواقع مي شونددرحسابهاثبت نمي شوند. مثلا عليرغم اينكه برتري 
گروه مديريت شركتي باعث افزايش ارزش شركت مي شوداماارزش اين تيم ممتازدرحسابهاثبت نمي شود. زيرافرآيندحسابداري 
اساسابرمبادلات مبتني مي باشد.بنابراين اطلاعات موجود در ترازنامه به تنهايي جوابگوي نياز اطلاعاتي تحليل گران نيست.
2 -صورت سود و زيان
 فعاليت هاي يك شركت اعم از توليدي، خدماتي، پيمانكاري، سرمايه گذاري و... باعث ايجاد جرياني از درآمدها (فروش)
و هزينه ها مي شود كه طبق اصول حسابداري از اين جريان ها صورت سود و زيان تهيه مي شود. صورت سود و زيان(پيوست 6 (
گزارشي است كه نتايج عمليات يك موسسه رادرطي يك دوره مالي نشان مي دهد. گزارشگري سوديازيان خالص ناشي 
ازفعاليتهاي عملياتي ,بعنوان مبنايي براي تصميمات سرمايه گذاري وسايرتصميمات محسوب مي شود.بعنوان مثال سودخالص 
هرسهم كه درآمد(عايدات )هرسهم (EPS(نيزناميده مي شودكاربردي وسيع درتصميم گيريهاي مرتبط باسرمايه گذاري دراوراق 
بهاداردارد.سرمايه گذاران براي ارزيابي سودآوري آتي ودورنماي جريان نقدي شركت وهمچنين ارزيابي منافع آتي كه ازطريق 
سودسهام وافزايش قيمت سهام عايدآنهاخاهدشدتاكيدفراواني براطلاعات سودگزارش شده دارند.اين اطلاعات سرمايه گذاران 
رادرتعيين اينكه انتظاركدام اقلام درآينده نيزوجودداردويااينكه كدام اقلام ماهيتي اتفاقي وناپايداردارند,ياري مي دهد.
3 -صورت جريان هاي نقدي
گردش نقدينگي درشركت درطول يكسال بوسيله صورت جريانهاي نقدي اندازه گيري مي شود.خصوصيت مهم اين 
صورت مالي اين است كه منابع ومصارف وجوه نقد را درطول يكسال دقيقاتعيين مي كند.صورت گردش وجوه نقد براساس 
اطلاعات موجود درصورت سود و زيان و ترازنامه محاسبه مي شود

-داراييهاي نامشهود
نظيرداراييهاي ثابت داراييهاي نامشهودنيزبراي چندين دوره مالي انتفاع به همراه دارند.تفاوت اصلي بين داراييهاي ثابت 
وداراييهاي نامشهوددراين است كه داراييهاي نامشهودفاقدماهيت فيزيكي ميباشند.آنهاازاين جهت ارزشمندهستندكه حقوق 
وامتيازاتي رابراي مالكان خودبه همراه دارند.حق الامتيازها ,نام وعلايم تجاري ,سرقفلي و... نمونه هايي ازداراييهاي 
نامشهودمي باشند.
4-سايرداراييها
طبقه سايرداراييهاشامل داراييهاييست كه منطقادرطبقه ديگري قرارنمي گيرند.مانندهزينه هاي مرتبط باتاسيس وشروع 
فعاليت شركت وهزينه هاي چاپ وطراحي گواهينامه هاي سهام ,ارزش دفتري اموال بلااستفاده ونهايتااقلامي كه ازاهميت 
چنداني برخوردارنيستند.
بدهي هاوحقوق صاحبان سهام 
بدهي ها و حقوق صاحبان سهام در يك ترازنامه نشان دهنده چگونگي تأمين سرمايه يك شركت است.
 بدهي ها به دوگروه بدهي هاي جاري و بدهي هاي بلند مدت تقسيم مي شوند.
بدهي هاي جاري:تعهداتي هستندكه انتظارمي رودازمحل داراييهاي جاري وياايجادبدهي هاي جاري ديگرتسويه 
شوند.ونيزسررسيدآنهاكمترازيكسال يايك چرخه عمليات شركت باشد.
انواع بدهي هاي جاري :
1-حسابهاي پرداختني: نقطه مقابل حسابهاي دريافتني است .اين بدهي زماني ايجادمي شودكه شركتي بطورنسيه 
مبادرت به خريدكالاياخدمات مي نمايد.
2-اسنادپرداختني كوتاه مدت :مانندچك وسفته هايي كه دركوتاه مدت بايدپرداخت شوند.
3-هزينه هاي معوق :طي دوره حسابداري شركتهاهزينه هاي خاصي رامتحمل مي شوندكه بابت آنهاتاپايان دوره مالي 
وجهي پرداخت نمي گردد.مانندبهره اسنادپرداختني كوتاه مدت ,بدهي هاي مرتبطباحقوق ودستمزدكاركنان,ماليات بردرآمدو....
بدهي هاي بلندمدت :تعهداتي كه بعدازيكسال و يايك چرخه عمليات تسويه خواهندشد.ماننداسنادپرداختني بلندمدت 
,اوراق مشاركت ,تعهدات بازنشستگي ,سايرمزاياي بعدازبازنشستگي و... .
حقوق صاحبان سهام :
حقوق صاحبان سهام ازدوطبقه عمده تشكيل شده است . 
1(سرمايه پرداخت شده : سرمايه آورده توسط سهامداران به شركت
 اجزاي سرمايه پرداخت شده : سهام به ارزش اسمي و صرف سهام مي باشد.

4-موجودي كالا:داراييهايي هستندكه شركتهاي بازرگاني آنهارابراي فروش مجددتحصيل مي كنندوشركتهاي توليدي
آنهارابراي فروش به مشتريان درجريان عادي عمليات خودتوليدميكنند.
واحدهاي توليدي سه طبقه موجودي كالادراختياردارند:
1(موادخام :كه شامل كالا يا موادي هستندكه قراراست بخشي ازمحصول ساخته شده راتشكيل دهندول 
هنوزواردفرايندتوليدنشده اند.
2(كالاي درجريان ساخت : كالاي نيمه ساخته 
3(كالاي ساخته شده :كالاي آماده فروش به مشتريان 
ترازنامه ويادداشتهاي همراه صورتهاي مالي واحدهاي توليدي بايدشامل سه طبقه اصلي موجودي كالاكه بدان اشاره 
گرديدباشد.ازآنجاواحدهاي بازرگاني فاقدفرايندتوليدميباشنددراينگونه واحدهاموجودي موادخام وموجودي كالاي درجريان ساخت 
به چشم نمي خورد.
5 -پيش پرداخت هزينه ها:اين گروه مخارجي هستندكه معمولابه منافعي به شكل خدمات تبديل خواهندشد.مثل 
پيش پرداخت اجاره ,بيمه ,ماليات و... . اين منافع باوجوديكه دريافت نشده انداماانتظارمي رودظرف يكسال يايك چرخه عمليات 
هركدام طولاني تراست ,دريافت شوند.
داراييهاي غيرجاري 
داراييهاي كه انتظارنمي رودظرف يكسال يايك چرخه عمليات به وجه نقدتبديل گشته ويامصرف شوند.دارايي هاي 
جاري شامل سرمايه گذاريها,وجوه نگهداري شده براي مصارف خاص ,اموال ماشين آلات تجهيزات وهمچنين داراييهاي 
نامشهودمي باشند.
1-سرمايه گذاري هاووجوه نگهداري شده جهت مصارف خاص:
سرمايه گذاري بلندمدت :سرمايه گذاري دراوراق بهادارسايرشركتهابه قصدنگهداري آن دربلندمدت 
وجوه نگهداري شده جهت مصارف خاص :انباشت وجوه نقدجهت تحقق اهداف بلندمدت خاص نظيرتوسعه 
تاسيسات وياتسويه بدهي هاي بلندمدت
اين داراييها وسايرداراييهايي كه درقالب سرمايه گذاريها ووجوه اختصاصي طبقه بندي ميشوندتمامادارايي غيرجاري 
غيرعملياتي محسوب ميشوند وازآنهاانتظارمي رودكه جريانهاي نقدي آتي براي شركت ايجادنمايند.
تذكر:دارايي كه درجهت استفاده درعمليات عادي ومستمرشركت مورداستفاده قرارگيرد,دارايي عملياتي نام دارد.
2-اموال ,ماشين آلات وتجهيزات (داراييهاي ثابت )
داراييهاي مهمي كه دراين طبقه جاي مي گيرندعبارتنداززمين ,ساختمان ,تجهيزات ,ماشين آلات ,اثاثيه ومنصوبات 
,بهسازي اموال استيجاري وبهسازي زمين .لازمه جاي گرفتن يك دارايي دراين طبقه اين است كه شركت ازاين دارايي درجهت 
ايجاددرآمدازطريق عمليات عادي ومستمرخوداستفاده نمايد.اگرداراييهاي فوق بطورفعال درعمليات مورداستفاده 
قرارنگيربايدآنهارادرگروه سايرداراييهاطبقه بندي كرد.

درترازنامه مي توان داراييهارا به دوطبقه داراييهاي جاري وداراييهاي غيرجاري تقسيم نمود. 
داراييهاي جاري به آن دسته ازداراييهااطلاق ميشود كه درمدت يكسال يايك چرخه عمليات _ هركدام طولاني تراست _ به 
وجه نقدتبديل ويامصرف شوند.چرخه عمليات مدت زمان بين تحصيل كالاوتبديل آن به وجه نقد مي باشد. 
بعنوان مثال چرخه عمليات در شركت توليدي الف براي خط توليدسيرترشي 7ساله ممكن است 7سال بطول بيانجامدحال آنكه 
درشركت توليدي ب (توليدكننده تنقلات ) ممكن است چرخه عمليات بيشترازچندروزنباشد.دراينصورت دوره هفت ساله ملاك 
تمايزداراييهاي جاري و غيرجاري درشركت الف است درحاليكه براي فروشگاه ب ملاك اين تمايزدوره يكساله است .زيراچرخه 
عمليات آن كمتر ازيكسال است . 
لازم به ذكر است داراييهاي جاري بالاترين قدرت نقدينگي رادريك شركت دارند. 
انواع دارايي جاري : 
1-وجوه نقدومعادل نقد:وجوه نقدمتعارف ترين دارايي جاري است .معادل نقدبه اوراق بهادار كوتاه مدتي گفته ميشوند 
كه عموما ازابتداسررسيدي حداكثر90روزه داشته وبه سرعت قابل تبديل به مبلغ مشخصي وجه نقد مي باشند. 
2-سرمايه گذاريهاي كوتاه مدت :سرمايه گذاري دراوراق بدهي (اواق مشاركت ) واوراق سرمايه (سهام )كه به 
قصدكسب سودخريداري ميشوند ودرمدت كمترازيكسال قابل تبديل به وجه نقدميباشند. 
3-مطالبات (دريافتني هاي كوتاه مدت ):ادعانسبت به وجوه نقداست كه انتظارمي رودظرف يكسال يايك چرخه 
عمليات _هركدام طولاني تراست _دريافت شود.