اساس و بنیاد ناهنجاری ها
اگر پدر و مادر درک می کردند که نحوه ی رفتار وسخن انها در هرمکانی که کودکشان در آنجا حضور دارد چقدر تاثیر گذار است ، قطع یقین در جهانی که در آن قرار داریم هیچ گونه رفتارهای ناهنجاری اتفاق نمی افتاد .
اگر این همه قتل ها، دزدی ها، تجاوزهای جنسی، زیادی خواهی ها، بی احترامی ها و... در جهان می بینم صد درصدش اثر بد تربیت کردن فرزندان توسط پدر و مادر ها بوده است.(شک نکنید)
فرض کنید شما زمین حاصل خیزی دارید که قابلیت پرورش هر گونه بذریست، اگر شما در این زمین گندم بکارید قطعاً محصولی که در آینده عاید شما می شود چیزی جز گندم نیست و البته انتظار شما هم چیزی جز این نخواهد بود؛ بنابراین به صراحت به شما می گویم مواظب باشید چه بذری در کودک حاصلخیزتان می کارید! اگر بذر حسادت وکینه در او بکارید نباید انتظار داشته باشید فرزند شما در آینده به فرد خیرخواهی تبدیل شود و...
فرزند شما در بیست سال نخست زندگی فصل کاشت را سپری می کند و مدام در پی تقلید از اطرافیان خود است، البته در سنین مختلف مسلما اطرافیان او هم تغییر می کنند مثلا او تا سن هفت سالگی محاط در فضای خانه است و به مرور بعد از این سن او وارد فضای بزرگتری می شود ولی چون ایدئولوژی منسجمی در ذهنش شکل نگرفته است هنوز براحتی می تواند بدون دغدغه داده هایی را بدون کوچکترین مقاومتی به خوردش داد البته در همین رنج سنی هم، او از هرکسی داده را نمی پیذیرد، مثلا همانطور که گفته شد تا سن هفت سالگی(که از دید من بهترین زمان تربیت فرزندان است) پدر و مادر براحتی تمام می توانند نگرش هایی که به نظرشان ایده آل است در فرزندشان به وجود بیاورند و اما هرچه او با افراد بیشتری ارتباط پیدا می کند اطلاعاتی که توسط پدر و مادر به ذهن او تزریق می شود جذبه کمتری دارد و چه بسا همان اطلاعات را دفع کند، در سن هفت تا بیست سالگی بیشترین افرادی که نقش کلیدی در رفتار آینده فرزند شما دارند دوستان و معلمان او هستند اما فراموش نکنید در همین سن هم رفتار و صحبت شما در محیطی که فرزندتان حضور فیزیکی دارد نقش کلیدی در جهتگیری فکری او بازی می کند اما نه به اندازه زمانی که او تنها با دو نفر ارتباط داشت و آن هم شما بودید!!
چیزی که بنده بر آن ایمان قلبی دارم این است که همه والدین آرزو دارند فرزندانشان به انسان های بزرگی تبدیل شوند اما متاسفانه به دلیل عدم آگاهی به گونه ای با فرزندان خود رفتار می کنند که آینده ای نه چندان رویایی و شاید هم تلخ برای آن ها به وجود می آورند.
بنابراین از شما می خواهم مراقب باشید در محیطی که فرزند شما وجود دارد چه عملی انجام می دهید یا چه حرفی از زبان شما بیرون می آید تا انشالله در آینده فرزند شما نه تنها سرباری برای جامعه نباشد بلکه راه گشایی برای حل مشکلات جامعه باشد.
در ادامهی این نوشته شما را با مشکلاتی که ممکن است در آینده فرزند شما گرفتار آن ها شود آشنا می کنم و بعد راهکارهایی ساده به شما ارائه می دهم که مانع از ورود فرزند دلبندتان در مشکلاتی که آماده پذیرش اوست شوید و همچنین راهکار هایی را ارائه خواهم داد تا فرزندتان را به گونه ای تربیت کنید تا آینده ای درخشان داشته باشد؛ البته قبل از بیان راه کارها نکاتی را یاد آور می شوم.
1.همانطور که اشاره شد شما می توانید تا سن هفت سالگی مستقیما فرزنتان را وادار کنید بعضی از کارها را انجام دهد و بعضی از کارها را انجام ندهد، و اوهم بدون مقاومت چشمگیری و یا اصلا بدون هیچ مقاومتی به حرف شما گوش می دهد، ولی بعد از این سن سعی کنید به صورت غیر مستقیم او را ارشاد کنید به قول معروف به در بگویید تا دیوار بشنود، چون او کمی دچار غرور بچه گانه شده است و دوست دارد به خاطر ابراز وجود در مقابل خواسته های مستقیم شما واکنش نشان دهد.
مثلا اگر می خواهید فرزندتان با فرد خاصی دوستی برقرار نکند، لازم نیست از او بخواهید که حق ندارد با فرد مذکور دوست شود بلکه زمانی که فرزند شما در کنار شما و همسرتان نشسته است، ویژه گی های شخصیتی منفی آن فرد را به زبان بیاورید ولی مخاطب اصلیتان را همسرتان قرار دهید یعنی به گونه ای صحبت کنید که شما اصلا خواسته ای از فرزندتان ندارید، و اگر شما چند بار این کار را انجام دهید شک نکنید به هدفتان خواهید رسید چون حرف های شما به ضمیرناخودآگاه فرزندتان رخنه کرده است و در نتیجه همین بخش از ذهن فرزندتان» به او آلارم می دهد که دوستی با فردی که علاقه به او دارد برای او عواقب تلخی دارد وهمین باعث می شود که آرام آرام نه تنها علاقه اش از بین برود بلکه از آن شخص متنفر شود.(هشدار: البته شماهم حق ندارید اساس حرف هایتان را بر دروغ استوار کنید و به آن فرد تهمت های بی اساس بزنید چون اگر برای فرزند شما خلاف حرف هایتان اثبات شود، او دیگر از کسی که سرد می شود دوستش نیست بلکه شما هستید!)
آنچه که در ادامه تحت عنوان راهکار مطرح می کنم، همین صحبت های غیر مستقیم است که ابزاری است ساده ولی قدرتمند.
ادامه دارد...
ن - ک / ۱۳۹۱
| بازگشت به صفحه نخست |